محمد تقي المجلسي ( الأول )

122

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

كافى روايت كرده است بسند مرسلى اما اجزاى آن را در كافى و كتب صدوق و غير آن به اسانيد متكثره معتبره روايت كرده‌اند كه حق سبحانه و تعالى با موسى مناجات كرد يعنى در طور يا در دلش انداخت كه‌اي موسى سايل را گرامى دار اگر چه به اندك چيزى باشد و اگر چيزى نداشته باشى نحوى رد كن كه آزرده نشود كه إن شاء الله مرتبه ديگر بدهم و الحال چيزى با من نيست به درستى كه گاه هست كه مىآيد به نزد تو سايلى كه نه آدمى است و نه جنى بلكه فرشتگانى چندند از ملائكه رحمت كه آزمايش مىكنند ترا در آن چه عطا كرده‌ام ترا از مال و سؤال مىكنند از تو چيزى را كه به تو احسان فرموده‌ام پس ملاحظه كن كه چگونه سر مىكنى با سايل پس اگر فرشتگان باشند و تو ايشان را رد كرده باشى چه حسرتها كه خورى بعد از رد و خطاب بحسب ظاهر با موسى است و بحسب واقع با ديگران و الله تعالى يعلم ( و قال صلوات الله عليه اعط السّائل و لو كان على ظهر فرس ) ( 1 ) و شيخان بسند صحيح روايت كرده‌اند از محمد بن مسلم از حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه كه فرمودند كه سايل را عطا كن و اگر چه بر اسب سوار باشد و لفظ كان در اكثر نسخ نيست و در كافى و تهذيب هست و ظاهرا از قلم نساخ افتاده است و بعضى از اصحاب به تبعيت عامه خذلهم الله ذكر كرده‌اند كه از جمله احاديث موضوعه است اين حديث با آن كه ارباب حديث ما همه حكم به صحت آن كرده‌اند و علما به اين حديث عمل نموده‌اند و ظاهرش آنست كه رد سايل نمىبايد كرد از جهة داشتن اسب چون ممكن است كه اسب را به عاريت گرفته باشد و اگر از او باشد ممكن است كه اضعاف آن دين در ذمه اش باشد و بر تقدير عدم دين ممكن است كه از اهل تجمل بوده باشد و بىفرس